لسان الملك سپهر

22

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

مرد جنگى بود طلب فرمود . و اين قبايل كه در مكّهء معظمه سكونت داشتند و ذكر نسب ايشان را از اين پيش بازنموده‌ايم . مع القصه سپاهى بزرگ از اين دو قبيله به نزد عدنان حاضر شدند و از ديگر قبايل عرب گروهى بىعدد نيز گرد آمدند ، پس لشكرى بزرگ برآراست و در برابر بختنصر صف راست كرد و جنگ در انداخت . بعد از كشش و كوشش بسيار چيرگى و غلبه با سپاه كلدانيون افتاد و لشكر عرب هزيمت شدند و خلقى كثير عرضهء تيغ و تير آمدند . عدنان به سلامت از ميدان بدر رفت و در نواحى شام آرام گزيده بار ديگر به تجهيز لشكر پرداخت و پراكندگان سپاه را گردآورى كرده اميدوار ساخت و با بختنصر كرّت ديگر جنگ در انداخت و لشكريان وى چون شير زخم خورده بخروشيدند و چندان كه توانستند بكوشيدند . هم در اين كرّت ظفر با بخت نصر بود و چندان از مردم عرب بكشت كه مجال اقامت براى عدنان و مردان او نماند . لاجرم هر تن به طرفى گريخت و عدنان با فرزندان خود به سوى يمن شد و آن مأمن را وطن فرمود و در آنجا ببود تا رخت به سراى ديگر برد . [ اولاد عدنان ] مع القصه عدنان را ده پسر بود « 1 » : اول معدّ ؛ دويم عكّ ؛ سيم ربّ ؛ چهارم ضحاك ؛ پنجم مذهب ؛ ششم عدن كه شهر عدن كه در ساحل بحر يمن واقع است منسوب بدوست ؛ هفتم نعمان ؛ هشتم ابىّ ؛ نهم ادّ ؛ دهم غنى . اما عكّ بن عدنان دختر اشعر بن نبت بن ادد بن زيد بن مهسع بن عمرو بن عريب بن يشجب بن زيد بن كهلان بن سبا را به زنى بگرفت و به اين خويشاوندى در ميان قبيلهء اشعريون بماند تا بمرد . و ديگر اولاد عدنان در يمن بزيستند تا پدر ايشان از جهان رخت ببست و عدنان

--> ( 1 ) . سيرت رسول اللّه : و عدنان را دو پس بود يكى نام معدّ و يكى عكّ ( 1 / 23 ) . ابن اثير فرزندان عدنان را اين گونه مىنويسد : ريث همان عك يا عكّ بن ريث ، عدن بن عدنان ، ابىّ بن عدنان ، ضحاك و غنى و معد كه به هنگام حمله بخت نصر ، ارميا و برخيا او را برداشتند و به حران بردند . . . ( تاريخ كامل ، 2 / 841 ) .